محمد باقر شريعتى سبزوارى
226
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
ولى دانشمند مزبور ميان اين دو نوع غلط و دروغ ، فرقى خواهد ديد و آن اين است كه غلط و دروغ واقعى اثرى ندارد ، ولى غلط و دروغ شاعرانه آثار حقيقى واقعى دارد ، زيرا تهييج احساسات درونى و آثار خارجى مترتب بر احساسات درونى را به دنبال خود دارد . بسيار اتفاق افتاده كه شنيدن يا به فكر سپردن معناى استعارى يك شعر ، آشوب و شورشهايى در جهان بر پا كرده و به راه انداخته كه خانه و كاشانههايى به باد داده و زندگىهايى به دست مرگ سپرده يا به عكس ناچيزهايى را چيز نموده و بىارزشهايى را ارزش داده . « 1 » علماى ادب فرق بين « غلط » و « مجاز » را ، كه « استعاره » نوعى از آن است ، از راه وجود و عدم « علقه » هاى مجازى بيان مىكنند . توضيح آنكه به عقيدهء علماى ادب همواره در استعمالات مجازى كه لفظى در غير مورد معناى اصلى خود استعمال مىشود ، مىبايست كه بين معناى اصلى و معناى مجازى يك نوع علاقه و رابطهء خاصى از قبيل « مشابهت » يا « مجاورت » يا « سببيت و مسببيت » و غيره وجود داشته باشد . استعاره ، كه يكى از انواع مجازات است ، آن مجازى است كه علاقهاى كه در آن منظور شده علاقهء مشابهت است و به عقيدهء علماى ادب وجود اين علاقههاست كه مجازات را از اغلاط و كلام پوچ متمايز مىكند . اين فرقى كه علماى ادب بيان مىكنند قابل مناقشه است ، زيرا در استعاره لزومى ندارد كه بين مشبّه و مشبّهٌ به شباهت واقعى در كار باشد ؛ مثلًا اگر مردى را به شير تشبيه كنيم لزومى ندارد كه واقعاً آن مرد داراى خصلت شجاعت باشد ، بلكه ممكن است مردى را كه از همهء مردم ضعيفتر و ترسوتر است ما روى دواعى شاعرانهء خود ، او را به شيرى قوى پنجه تشبيه كنيم ، همانطورى كه هزارها تشبيهات و استعارات از اين قبيل در كلمات شعرا موجود است ، و در عين حال آن گفتهها لطف شعرى خود را به حدّ اعلا واجد است ؛ حتى آنكه گفته شده است : « أحسن العشر أكذبه » ؛ يعنى هر اندازه كه شعر دروغتر و از واقعيت دور تر باشد
--> ( 1 ) . جنگهاى صليبى بر اثر تبليغات يك كشيش مسيحى آن هم براى نجات قبر موهوم حضرت مسيح به وجود آمد : از سخنها آتشى افروختند * وز سخنها عالمى را سوختند .